حکم
تقدیم به: مستانه
این قدر ، ورق های زندگی ام
را برهم نزن
حکم، همان دل است
طرح از: مینو شهرستانی

تقدیم به: مستانه
این قدر ، ورق های زندگی ام
را برهم نزن
حکم، همان دل است
طرح از: مینو شهرستانی

.
.
لنگه های چوبی در حیاط مان
گر چه کهنه اند و جیر جیر می کنند
محکمند
خوش به حالشان
که لنگه همند
.
.
.
طرح از : جلیل صفر بیگی
.
.
گلوی آدم را
باید گاهی بتراشند
تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود
دلتنگی هایی که جایشان نه در دل
که در گلوی آدم است
دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند
طرح از : مریم مومنی
.
.
.
.
.
من را در آغوش بگیر
و تکه تکه بچسبان!
مثل جورچین هزار قطعه
از هم پراکنده ام...
.
.
.
طرح از : فاطمه حق وردیان
.
.
چه خبر است این همه داروغه ، این همه مست؟
نکند دو باره به اشتباه
عطر بوسه های تو را به شهر پاشیده باشد
باد بی حواس.
.
.
.
شعر: رضا کاظمی
پ.ن: این طرح تقدیم می شود به س.م.س.ز به خاطر مهربانی های بی مثالش.
پر زده ام
تا آستان تو
پر کن از اجابت
کاسه کوچک نذری ام را
علی صوفی سلیم/اشنویه
اگر ازادی برف بود،
تمام عمر
بی سر پناه می خفتم.
محمد الماغوت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیده ام
که به خاطر لرزش دستانم
زنده یاد حسین پناهی
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبودست خود آشنایی
حافظ علیه الرحمه
و در گورستان دور
در استخوانم می دمی
تا شعرهای ناسروده ام را بشنوی .
رسول یونان